تبليغاتX
 بختياري

بختياري

خَوری سئ مُو ویار تا وِِکُنه شادُم

 


 

نوشته شده توسط صادق چراغی در چهارشنبه دوم دی 1388 ساعت 17:12 موضوع | لینک ثابت


لرستان در یک نگاه

استان لرستان یکی از استان های غربی کشور است کاز شمال با استان های همدان و  مرکزی ، از شرق با اصفهان ، از جنوب با خوزستان و از غرب با کرمانشاه و ایلام همسایه است.

شهرستان ها: خرم آباد ، دورود، بروجرد، الیگودرز، ازنا، کوهدشت، دلفان، سلسله و پلدختر

روستا های مهم : مازو، امیر سیف ، تشکن .

جاذبه های تاریخی و طبیعی هر شهرستان

خرم آباد : پل خرم آباد(دوره صفویه) – پل شاپوری(دوره ساسانیان) – قلعه فلک الافلاک – منارآجری (قرن پنجم) – گرداب سنگی – مسجد جامع خرم آباد (در سال 970 هجری قمری به دستور شاه پرور سلطان دختر آغوز بیک(همسر شاه رستم از اتابکان لر کوچک)) – قلعه بهرام – قلعه چشمک خرم آباد – کتیبه دره حوض موسی – بازار میرضا سید رضا – مقبره با باطاهر – مقبره زیدبن علی

جاذبه های طبیعی : دریاچه کیو – تفرجگاه شهنشاه(گوشه) – تفرجگاه نوژان – دره حوض موسی – تفرجگا بابا عباس – مخمل کوه – آبشار وارک

دورود: شهرستان دورود به دلیل قرار گرفتن در بین سلسله کوه ای زاگرس از طبیعت زیبایی برخوردار می باشد که آن را پایتخت طبیعت ایران نامیده اند. آبشار چکان – آبشار بیشه - آبشار دره اسبر – آبشار شوی یا تله زنگ – دره ی نی گاه بزرگ و کوچک – دریاچه گهر کو چک و گهر بزرگ – چشمه وقت ساعت

الیگودرز: آبشار آب سفید- شیر سنگی که نماد غیور مردان ایل بزرگ بختیاری می باشد

ازنا :رشته کو های اشترانگوه – دره تخت – تونل برفی – قلعه ها و تپه های باستانی

برو جرد: دشت هرو – مسجد قله بروجرد – مقبره سیدجمال الدین واعظ اصفهانی – مسجدجامع بروجرد

سلسله: تفرجگاه تخت شاه

کوهدشت: گنبد شاه محمد- گنبد ابوالوفا کوهدشت – مقبره داوود رش – غارهای کوهدشت

پلدختر : تفرجگاه تنگ چشمه


 

نوشته شده توسط صادق چراغی در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 ساعت 12:14 موضوع | لینک ثابت


موزه مردم شناسی لرستان

 

موزه مردم شناسی لرستان موزه مردم شناسی لرستان به عنوان یکی از غنی ترین موزه های مردم شناسی کشور در صحن دوم قلعه فلک الافلاک در مرکز شهر خرم آباد قرار دارداین موزه پس از اولین موزه مردم شناسی لرستان که در سالهای1354-63 به همت مرکز مردم شناسی ایران و اداره فرهنگو هنر وقت لرستان به عنوان موزه مردم شناسی منطقه ی لرستان در قلعه فلک الا افلاک بر پا بوده دومین موزه مردم شناسی استکه در سال 1381در همین مکان افتتاح ودر سالهای 83/84 بخش های موسیقی و نان به آن اضافه شده است.

بخش های موزه

 تولد؛باورهاو اعتقادات :

این موزه با ویترینهای مربوط به اشیای تولد باورها و اعتقاداتو روشنایی آغاز می گردد اشیایی مثل طلسم ها؛ گزک؛ آویزههای اسفن دی ؛ قاب قران ؛ سر کبک ؛ پوپ خروس ، چراغ میشی پیه سوز . ویترین دیگر مربوط به کتابت است که کتابهایی مثل: شیرین فرهاد،هزار ویک شب، شاهنامه ، حیات المتقین و ...را می توان یافت. در ویترین تعزیه و طلسمات اشیای مر بوطه به شبیه خوانی و رمالی مانند: کلاه خود، تن پوش زره ، سپر، شمشیر، نسخ خطی . ..را می توان یافت.

نمایشگاه عکس :

در این نمایشگاه مناظر بدیعی از طبیعت و زندگی بومی مردم لرستان به نمایش گذاشته شده است. آبشارها، سرابها،چهرههای بومی، کشاورزی سنتی و ...از موضوعات این نمایشگاه می باشد. مراسم عروسی: همراه با نوای شور انگیز ساز و دهل که در این سالن به گوش می رسد ، صحنه هایی از مراسم عروسی مثل آوردن عروس ، سوار بر اسب تلمیت شده و همراهی بستگان داماد و به پیشواز آمدن جمعی دیگر از خانواده داماد صحنه رقص دسته جمعی مردان وزنان لر گرداگرد نوازندگان بومی و... .

مشاغل سنتی :

 مجموعه اشیا و فعالیت حرفه ای جلوه ای از فناوری مردم لرستان را به نمایش گذارده است. در این بخش اشیای مثل ظروف فلزی ، ابزار و یراق سوار کاری ، جنگ افزار های بومی و مرد خراط در حال درست کردن و سایل چوبی ودیگر اشیا دیده می شود.

مراسم سو گواری (پرس) :

در لرستان سوگ و سوگواری را به گویش لری و بختیاری پرس porsو در زبان لکی پرس pers می گوینددر این سالن همراه با نوای چمری ساز و دهل طنین غمگانه مویه ها که از سوز دل مادران به سوگ نشسته ایل بر می آید صحنه هایی از این مراسم به نمایش گذارده شده است.مانند : علم های بر افراشته ی سوگ ، کتل نمودن(تزئین کردن)اسب متوفی، مردان پلاس پوش که به احترام و همدردی تکه ای از سیاه چادر را بر دوش حمل می کردند.

در ضمن موزه مردم شناسی لرستان دوازده بخش می باشد.

 


 

نوشته شده توسط صادق چراغی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 17:8 موضوع | لینک ثابت


 

در مدح مولای متقيان حضرت علی بن ابيطالب (ع)

سر سلسله جنبان همه کون و مکانی

سر خیل بزرگان و امیران جهانی

 

فرمانده عالی همه عالمیانی

مدح تو چه گویم که چو خورشید عیانی

 

هر مدح که گوئیم مقام تو شود کم

جز آنکه بگوئیم علی صاحب عالم

روزی که به عالم نه زمین و نه سما بود

نه گنبد گردنده گردون سرپا بود

آنروز علی بود نگوئید چرا بود

چون ذات علی آینه ذات خدا بود

آن آینه چرخید و جهان گشت مصور

تابید به خورشید و فلک گشت منور

 

استادی جبریل امین را تو نمودی

بر خیل ملائک تو در عرش گشود

بر قدرت اسلام به عالم تو فزودی

چون پیشرو مذهب اسلام تو بودی

 

از قدرت شمشیر تو قرآن خدا ماند

فرمان خدا تا به ابد در همه جا ماند

اقبله عالم که تو خود قبله مائی

دانیم که قیامت چو به ما چهره نمائی

ای مظهر خلاق، تودریای سخائی

دانم به قیامت چو به ما چهره نمائی

ازجود ببخشی همه ما به خطائی

یکباره بگوئی، نه حسابی نه کتابی

یک روز پی خانه کعبه تو نهادی

یک روز در کعبه به مردم تو گشادی

هرکس ز در آمد تو به اجر بدادی

وانگاه در آن خانه ز مادر تو بزادی

تو کیستی اینسان که کنی جلوه نمائی

هم زاده این خانه و هم خانه خدائی

پیغمبر اکرم ز زمین چون به سمارفت

بی شبهه و بی ریب به دیدارخدا خدائی

من هیچ ندانم ز کجا تا به کجا رفت

آنگاه نباشم که چه ها دید و چه ها رفت

دانیم که او آمد و مهمان تو گردید

محبوب خدا ریزه خور خوان تو گردید

چون نام بلندت زثری تا به ثریاست

چون لطف عمیم تو خروشنده چو دریاست

چون مهر خداوند زچهر تو هویداست

چون قدرت او از اثر مهر تو پیداست

پس ذات تو ای دوست جز از ذات خدانیست

گر آنکه خدا نیست از او نیز جدا نیست

عالم شده پیدا که تو را ما بشناسیم

شد عشق هویدا که تو را ما بشناسیم

شد کعبه دلها که تو را ما بشناسیم

شد قلب مصفا که تو را ما بشناسیم

انصاف نباشد که به ما رخ ننمائی

با چهره دلارای، تو از درندرائی

چون روشنی مهر تو خورشید جهان است

چون مهر تو اندار دل هر ذره نهان است

بیهوده نگویم که چنین یا که چنان است

آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است

عشق تو مرا بس که برافروخته جانم

اینست که از عشق تو دائم به فغانم

خورشید جهانتاب ز آفاق چو زد سر

اسلام به شمشیر تو گردید مقدر

گفتند در آنروز که شمعی بزند سر

زان شمع شود عالم اسلام منور

پس حامی اسلام از آنروز تو بودی

والله که آن شمع دل افروز تو بودی

شیران و پلنگان همه را رام تو کردی

روبه صفتان را همه در دام تو کردی

این کار دلیرانه به فرجام تو کردی

این خدمت مردانه به اسلام تو کردی

سرها همگی بسته زنجیرتو بودند

تنها همگی خسته شمشیر تو بودند

در بدر چو خورشید جهانتاب عیان شد

از هیبت شمشیر تو ترسید و نهان شد

مرگ از پی شمشیر تو هر جای دوان شد

خون از سر شمشیر تو هر جای روان شد

از امر خدا بود و به فرمان پیامبر

کز عتبه دریدی دل و از شیبه زدی سر

در جنگ احد گشت چو اسلام پریشان

کفر آمد و یکباره در آویخت به ایمان

تیغ تو در آنروز چنان کرد سر افشان

کان جنگ به یثرب بد و خون ریخت به عمان

جبرئیل امین پیک خدا عالی اعلا

می داد بشارت که علی گشت معلا

در غزوه احزاب چو از عمر وزدی سر

خشنود شداز کرده تو خالق اکبر

با زور بکندی چو در از قلعه خیبر

زد بوسه به بازوی تو آنروز پیامبر

گفتند ملائک همه یکباره زدرگاه

لا حول و لا قوه الا بالله

ما عشق پرستیم توکلت علی الله

از عشق تو مستقیم تو کلت علی الله

مادل به تو بستیم توکلت علی الله

از قید برستیم تو کلت علی الله

عشق تو به یکباره زدوست زدل غم

زیبد که از این عشق کنم فخر به عالم

هر کس که تو را خواست زمان هیچ ندارد

تا خواست ترا، قید مکان هیچ ندارد

عشق است دگر سود و زیان هیچ ندارد

دریای محبت که کران هیچ ندارد

صد منزل پرخوف به یک گام پریده است

راهی بسپرده است و به مقصود رسیده است

ما غرق گناهیم کجا شد کرم تو

ما نامه سیاهیم کجا شد کرم تو

با حال تباهیم کجا شد کرم تو

ما چشم براهیم کجا شد کرم تو

ایکاش که یکباره تو از در بدرآئی

تا چهره دلارای تو بر ما بنمائی

تو پشت و پناه همه تا جورانی

فریادرس و دادرس بی پدارانی

تو راهنمای همه گمشدگانی

معلوم شد ایدوست تو مولای جهانی

تو لطف و کرم بیش به درویش نمائی

هر کس که درافتاد تو یارش نمائی

ای راهنما راهنمائی زتو دیدیم

ای کارگشا کارگشائی زتو دیدیم

بودیم گرفتار و رهائی زتو دیدیم

ما قدرت بی چون خدائی زتو دیدیم

این بود که یکباره دل و دین به تو دادیم

کندیم دل از مردم و دل بر تو نهادیم

افسر که به سودای تو هر جای دوان است

اشگش زبرای تو به هر گوشه روان است

ایدوست مپندار که او چون دگران است

ترسدنپذیرش از این دل نگران است

با حالت شرمنده ستاده است بر این در

افسرده و پژمرده وحیران و مکدر

جامی است که ترصیع شده آن جام به گوهر

هرکس که بنوشد برداز چرخ برین سر

آن جام سرانجام بود در کف حیدر

اینست که گفتند به او ساقی کوثر

هرکس چو بخواهد که از این جام بنوشد

باید که از این ما و منی چشم بپوشد


 

نوشته شده توسط صادق چراغی در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 10:49 موضوع اشعار داراب افسر بختیاری | لینک ثابت


زیبا ترین آبشار ایران

زیبا ترین آبشار ایران

آبشار شوی که به زبان محلی شوه نامیده می شود در جنوب شهرستان دورود و در نزدیکی ایستگاه تله زنگ واقع شده است و در میان سلسله کوهای نوبی زاگرس ودر بین کوهای گرپه و ار دل کوه اسفندیاری به پائین سرازیر شده . ارتفاع این آبشار زیبا یکصد متر و عرض آن به چهل متر می رسد و ئر اطراف این آبشاردر ختان انار - انجیر - کیکم - مو - افرا وغیره روئیده است .

برای رسیدن به این آبشار باید مسیر ده کیلومتری مال رو را طی کرد در مسیر راخ اول به روستای زیبای دادا می رسید که محل زندگی عشایر بختیاری در فصل زمستان می باشد و بعد از این روستا به روستای نهان شده در دل درختان انار می رسید. در این راه می توانید از امام زاده سید محمود که در سر راه است زیارت کنید


 

نوشته شده توسط صادق چراغی در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 16:30 موضوع | لینک ثابت


داراب افسر بختیاری

شاعر معاصر بختیاری آقای داراب افسر بختیاری فرزند آ . اصلان از طایفه احمدی بختیاری است . مادر آقا اصلان خواهر حسین قلی خان ایلخانی و بی بی گوهر مادر آقای داراب افسر دختر حسین قلی خانی می باشد .

  آقای داراب افسر در سال ۱۲۷۹ شمسی در چقاخور بختیاری متولد شده و از سال ۱۳۲۰ شمسی مقیم اصفهان گردیده اند . از سن سی سالگی شروع به سرودن شعر کرده و اولین شعر ایشان به زبان بختیاری شعر ملی و جالبی است که به نلم (رستا خیز مسجد سلیمان ) آن را مو سوم ساخته. متاسفانه امروز بیش از ۱۵۰۰ بیت از اشعارش را محفوظ نداشته و بیش از همه اشعار مدحی که با خلوص نیت نسبت به حضرت علی به نام عمرویه را که با زبان بختیاری است را بسیار دوست دارد .

جد او حیدر خان نام داشته و از طایفه پاپی لرستان و معاصر صفویه بوده است. متاسفانه داراب افسر از سال ۱۳۳۷شمسی به علت سکته و فلج نیمی از بدن منزوی و خانه نشین می گردد. داراب افسر علاوه بر گفتن اشعار به زبان بختیاری به زبان فارسی نیز شعر گفته است.

                                                               darabafsar.jpgداراب افسر بختیاری

گر کسی پرسید افسر کیست بر گویش جواب                                  بختیاری زادهی افسرده حالی بیش نیست


 

نوشته شده توسط صادق چراغی در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 15:47 موضوع | لینک ثابت


با من به سرزمین بختیاری بیایید

با من به سرزمین بختیاری بیایید

(دکتر الیزابت مکبن )

  دکتر الیزابت مکبن در کتاب با من سرزمین بختیاری بیایید می نویسد: بسیار مشکل است که بتوان سر حدات بختیاری را به طور وضوح مشخص کرد چرا که حدود و ثغور منطقه بختیاری به طور دایم در خال تغیرات و بستگی به قدرت و نفوذ خوانینی داردکه بر آن منطقه حکومت می کنند . قلمرو بختیاری شامل مناطق کوهستانی است که بین سرزمین لرستان فیلی و کرانه های خلیج فارس قرار دارد و این منطقه سرزمینی به وسعت ۲۵ هزار مایل مربع را در بر می گیرد . بختیاری از شمال محدود است به لرستان و از غرب به خوزستان و از شرق به اصفهان و از جنوب به کهکلویه .

  بزر گترین رودخانه های این منطقه عبارتند از:دز - کارون و زاینده رود . بختیاری های چهار لنگ در دره جنوب خاوری سلسله جبال زاگرس از دزفول و شوشتر تا منطقه بهبهان را در اختیار دارند . بختیاری های هفت لنگ در شمال و شمال باختری آنان زندگی می کنند .

منبع : کتاب تاریخ دورود (نوشته ی حسین چراغی )

  


 

نوشته شده توسط صادق چراغی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 ساعت 17:6 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting